26

سلام به همه دوستای گلم

و یه سلام هم به همه بیماران روانی که تشریف میارن و این وبلاگ رو می خونن و نظرات مزخرفی می ذارن که اگه خودشون رو بکشن هم تائید نخواهد شد.

یه نفر مثل دوست خوبم سوگند میاد و محترمانه و خیلی عقلانی و منطقی مخالفتش رو بیان می کنه و حتی من رو سرزنش می کنه، توبیخ می کنه ولی توهین نمی کنه.

یه عده آدم ترسو همه که با یه نام و نشان دیگه از من پسورد گرفتن امروز میان به اسامی لیلی و رضا و ... عقده های زندگی شون رو سر من خالی می کنن.

واقعا براتون متأسفم و در یه توضیح کلی باید بگم که:

من مسئول کار خودم و زندگی خودم هستم نه مسئول هر غلطی که بقیه می کنن. من در قبال کارها و رفتارهای همه کسانی که دومی هستن، یا می خوان باشن، یا یه وقتی بودن، یا یه زمانی می خواستن باشن، مسئولیت ندارم.

به من چه که پدر تو یه زمانی با یه .... ریخته روهم؟؟؟

به من چه که تو عقده داری؟ کمبود داری؟ خلاء داری؟

بهتره برای خالی کردن عقده هات یه جای دیگه رو پیدا کنی.

من دارم راه خودمو می رم حالا تو بیا اینجا خودت رو بکش. در ضمن حرفای بعضی ها رو اگه بخوام تائید کنم کامنت دونیم میشه باغ وحش! که من این اجازه رو نمی دم.

این رو هم بگم به تمام خواننده هام مخصوصا دخترها یا زنان مطلقه یا بالاخره هر زن یا دختری که تنهاست به هر نحوی، اصلا توصیه نمی کنم که وارد چنین رابطه ای بشن.

من متأسفانه اولش ناخواسته درگیر شدم ولی وقتی واقعیت رو فهمیدم دیگه دیر بود، لااقل برای من دیر بود و نتونستم خودمو بکشم بیرون. ولی الان خیلی خیلی خیلی سختمه. بودن تو همچین رابطه ای خیلی نیرو می خواد، خیلی انرژی میخواد، خیلی صبر می خواد، خیلی توانایی میخواد.

باید از خیلی چیزها بگذری.

باید بیشتر وقتا بسوزی و بسازی.

باید خودت رو جای هزار نفر بذاری.

باید احساساتت رو سبک سنگین کنی و بعد به زبون بیاری که مبادا با یه حرف ساده اولی رو خراب کنی.

باید مثل مردا بعضی وقتا ناز طرفو بکشی و خودت ناز نکنی.

باید حواست باشه که هیچ رفتار غلطی ازت سر نزنه چون اونوقت با هزار نفر مقایسه میشی.

باید از رابطه مردت با یه زن دیگه بشنوی و تو خودت بشکنی و دم نزنی و لبخند بزنی.

باید ...

باید ...

باید ...

دومی ها همیشه هم سوگلی نیستن اگه باشن هم همیشه سوگلی نمی مونن.

دومی ها همیشه هم تو شرایط گل و بلبل نیستن و غم هاشون چند برابر اولی ها هستش.

دومی ها همیشه هم دزد و خائن و پلید نیستن و خیلی هاشون خیلی ساده ان، خیلی حساسن، خیلی تنهان، خیلی آسیب پذیرن، خیلی ....

دومی ها همیشه مقصر نیستن که شوهر سراغشون رفته شاید خود شوهر مقصر باشه، شاید زن اولی، شاید شرایط زندگی، شاید روزگار، شاید سرنوشت، شاید هزار و یک دلیل دیگه هم وجود داشته باشه.

باید به همه تون بگم چه اولی ها چه دومی ها چه کسانی که نه اولی ان نه دومی ان ولی در مقام شامخ قضاوت قرار دارن، هیچ کس شبیه هیچ کس نیست. حتی زندگی همه دومی ها مثل هم نیست، دلایل شون مثل هم نیست برای دومی شدن یا سراغ دومی رفتن، راه شون یکی نیست، رابطه هاشون با اولی یک جور نیست. پس اینقدر راحت بر مسند بلند قضاوت تکیه نزنیم.

به قول معروف تا به جای من زندگی نکردی، زندگی من رو قضاوت نکن!

/ 16 نظر / 155 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کتایون

شیدا تازه میخوای تو یه خونه زندگی کنید با خانوم اول ؟؟؟ !!! چکار میخوای بکنی با خودت و اون زندگی ... اینا قصه ست یا واقعیه؟؟؟!!! باور نمیکنم... تو عاشق نیستی ... مجنون شدی... خونوادت چرا جلوتو نمیگیرن؟؟؟!!! خانوم اولی اومده خواستگاریت؟؟؟!!! به خودت رحم کن ... به اون خانوم رحم کن ..نمیتونم باور کنم...

ه.الف

واقعا نميدونم چي بگم ولي از خدا ميخوام اوني كه به صلاحته همون بشه اين رو بدون وقتي بخواي بري توي زندگي و ببيني كه شوهرت ميره پيش خانوم اولي خيلي سختتر هست از اينكه بفهمي با اون دختره توي دانشگاه خنديده و ....... بيشتر فكر كن اگر هم ميتوي به يه مشاور مراجعه كن كه خيلي مفيده يه سر هم به وبلاگ عسل كه همسر دوم آرش هست بزن چن تا پست داره كه خيلي قشنگه و واقعيات رو نوشته برات خوبيها رو ميخوام از خدا شيداي نازنينم كه تو لياقت خوبيها رو داري

مهسای تنها

شیدا منم مهسا تو لینکات که هستم ولی الان آدرسم گذاشتم.

شمع خاموش

عزیزم آرشیوت رو خوندم گفتنی برات زیاد دارم نمی دونم از کجا شروع کنم ولی فعلا فقط اینو بهت بگم که تو راه خیلی سختی پا گذاشتی الان باز بیرون از ماجرائی ولی بعدها ... در هر صورت صلاح خودت رو بهتر میدونی همه چیو به خدا بسپار

لیدا

سلام عزیزم وای چرا انقد عصابی بودی؟ خوبی من همیشه میگم آدم باید پیش خودش و خودای خودش راضی باشه نه پیش بنده خدا

همیشه عاشق تو...سبزینه

عزیزم خوبی ؟چی کشیدی تو الان دیگه همه رو خوندم عزیز فقط ی سوال نمی تونی سعی کنی ی خونه کوچیک بگیری جدا زندگی کنید باور کن اشتباهه ک بری تو اون خونه مگه قراره بری فرزند خونده بشی خونه جدا بگیر حالا ک قراره اونجا زندگی کنی موفق باشی

سوگند

عزیزم بهم لطف داشتی . توی دنیای امروز دیگه ناسزا و فحش جواب نمیده اونم از نوع بی هویتش . اما شیدا جان من هر وقت روی بلاگ تو کلیک میکنم اول از همه دعا میکنم به هم نرسید. اینجا دلم برای اون زن حتی نمیسوزه که مجبوره تو رو قبول کنه .دلم از رفتارهای عجیب اقای مدیر میگیره که چقدر میتونه وقاحت رو به اوج برسونه. توی سری زدن زن اول و این همه خواستن های بیجا از یه دختر جوان . برایم عجیبه داستانت چرا که این مرد حتی نمی تونه ناز سوگلیش رو تو روزای اوج بکشه چه خواهد کرد در آینده با تو. دلم برای پدر و مادرت نمیسوزه که من اگر جای اونا بودم به خونه میخکوبت میکردم که منع شی از این ازدواج. اما شیدا جون دلم به حال تو و جوونی و آینده ات بااین کاری که دست خودت داری میدی واقعا میسوزه. دختر هیچ کار نشد نداره جز مرگ.تا وقتی سالمی از پدر و مادرت کمک بگیر از شر این مرد خلاص شو. یه بار برای همیشه

مارال

عزیییییییییییزم من هنوز فرصت نکردم کل وبتو بخونم ...اما این پستت واقعا ناراحتم کرد ...اول اینکه خوب کاری میکنی یه سری از نظرهارو تائید نمیکنی...بذار خیالتو راحت کنم...اونایی که به خودشون اجازه میدن راجع به زندگی دیگران قضاوت کنن مطمئن باش یه جایی یه روزی به یه نحوی چوبشو میخورن [پلک] اشکال ما آدما اینه که فقط برای دیگران بلدیم خوب نسخه بپیچیم...آدما رو فقط باید تو موقعیت ها سنجید ...حرف و همه بلدن بزنن....پس خودتو ناراحت نکن و اصلا به این آدما اهمیت نده [چشمک][قلب]

سوگند

عزیزم من کیلومترها توی دنیا از تو دورم. اما برای اینکه بشنومت برای اینکه باهم حرف بزنیم دنیای ارتباطات امروز اینقدر کارارو اسون کرده که حدنداره. من برای شنیدن و خالی شدنت همیشه هستم واگه کمکی بکنه بهت دوست دارم برام توی ای میل بنویسی ومن هم هر روز جواب بدم. دوست دارم همراهت باشم شاید کمکی کردم. خواهش میکنم به خودت بیا .خودت رو باور کن منتظرم

ه.الف

در جواب من گفتي كه نميتوني كات كني و مال اين حرفا نيستي اين حرفو نزن ، تو بخواه و از خدا كمك بخواه و بعد هم يه ماور خوب 100 درصد ميتونه بهت كمك كنه اگر تهران زندگي ميكني من بهت آدرس يه مشاور خوب رو بدم تو رو خدا يه كمي به آيندت فكر كن تو رو خدا خودتو دست كم نگير ببين بعد از يه مدت مي بري و اونموقع مي موني با يه گذشته نه جندان جالب